الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

165

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

اين مسأله دامن مىزد و زبير پنهانى و مخفيانه . و امام عليه السلام فرزندان خود حسن و حسين را فرستاد تا بر در خانهء عثمان بايستند و جلوى هجوم مردم را بگيرند شايد با ديدن فرزندان رسول خدا دست بر دارند و حمله نكنند . امام بارها عثمان را نصيحت كرد و راه صحيح را كه عذرخواهى از مردم و كنار زدن اقوام و بستگانش از مناصب مهم حكومت و از غارت بيت‌المال بود به وى نشان داد ولى متأسفانه او چنان غرق در خطا شده بود كه راه بازگشتى براى خود نمىديد ، چون ضعيف بود و قدرت تصميم‌گيرى در اين زمينه نداشت . به همين دليل ، امام افراد بىطرف در مدينه را براى حكميت پيشنهاد مىكند كه آنها گواهى دهند سپس حكم كنند چه كسى دستش به خون عثمان آلوده شده بود . آن‌گاه امام آن دو را مخاطب ساخته مىفرمايد : « اى دو پيرمرد كهنسال ! ( كه خود را از پيشگامان و شيوخ اسلام مىدانيد و آفتاب عمرتان بر لب بام است ) از عقيدهء خود برگرديد ( و تجديد بيعت كنيد يا لا اقل دست از آتش‌افروزى جنگ برداريد و به كنارى رويد ) زيرا الان مهم‌ترين چيزى كه دامان شما را مىگيرد سرافكندگى و ننگ و عار است ( آن هم به عقيدهء شما ) ولى ادامهء اين راه هم سبب ننگ ( شكست در جنگ ) است و هم آتش دوزخ والسلام » ؛ ( فَارْجِعَا أَيُّهَا الشَّيْخَانِ عَنْ رَأْيِكُمَا ، فَإِنَّ الآْنَ أَعْظَمَ أَمْرِكُمَا الْعَارُ ، مِنْ قَبْلِ أَنْ يَتَجَمَّعَ الْعَارُ وَالنَّارُ ، وَالسَّلَامُ ) . ابن قتيبه در كتاب الامامة والسياسة مىگويد هنگامى كه اهل مصر بر عثمان شوريدند و خانهء او را محاصره كردند ، طلحه از كسانى بود كه هر دو گروه را بر ضد عثمان مىشورانيد . حتى مىگفت : عثمان به محاصرهء شما اعتقادى ندارد چون آب و غذا به او مىرسد ؛ نگذاريد آب و غذا براى او ببرند . « 1 » ابن ابىالحديد نيز دربارهء زبير مىنويسد : او به مردم مىگفت : عثمان را بكشيد

--> ( 1 ) . الامامة والسياسة ، ج 1 ، ص 38